|
قرائت
|
||
هرمنوتیک و آزادی
علیرضا علوی تبار
سال های پس از انقلاب اسلامی شاهد تلاش های بسیاری در زمینه نو اندیشی دینی بوده است. اما تنها معدودی از تلاشگران این عرصه نامی ماندگار و جایگاهی تأثیر گذار در میان اهل نظر یافته اند، محمد مجتهد شبستری بی شک یکی از آنها است. با نگاه پسینی می توان پرسید که علت این اقبال و توجه چیست و چرا اندیشه های او این چنین اهمیت یافته و نسلی از پژوهشگران را متأثر ساخته است؟ نخستین پاسخی که به نظر می رسد ارجاع به شخصیت دوست داشتنی و چهره آرامش بخش و تلاش های انسان دوستانه اوست. اگر چه تأثیر این عوامل را نادیده نمی توان گرفت اما به گمان من آنچه محمد مجتهد شبستری را برای ما برخوردار از اهمیت می کند ویژگی های خاص اندیشه و نگاه او به دین و انسان دینی در جهان مدرن است. به نظر می رسد نگاه مجتهد شبستری به مسائل ویژگی هایی دارد که کم و بیش او را از برخی آفت های مبتلا به نو اندیشی دینی مصون می دارد و همین راز اهمیت اندیشه های اوست. به برخی از این ویژگی ها به اجمال اشاره می کنم.
1ـ دین شناسی با محوریت متن وحیانی و فهم آن. دین به ویژه آن گونه که از اسلام می توان برداشت کرد، عبارت است از «پیام خداوند به انسان که پیامبران از طریق تجربه دینی خویش (وحی) به آن دست یافته اند و آن را در متن وحیانی به قالب زبان ریخته اند». بنابر این متن وحیانی تجسم زبانی کامل ترین شکل تجربه دینی است. متن وحیانی پیام جاودانه خداوند به انسان است که به قالب زبان نزول یافته و از اینرو در آمیخته با محدودیت های زمانی و مکانی شده است. کوتاه ترین راه درک پیام جاودانه خداوند درک و فهم متن وحیانی است. دشواری های موجود بر سر راه فهم و تفسیر متن وحیانی و جدا ساختن پیام فرا زمان و فرا مکان خداوند از ویژگی های تحمیل شده از جانب زمان و مکان به آن، باعث می شود که بسیاری از نو اندیشان دینی از درگیر شدن با متن وحیانی اجتناب می کنند. آنها می کوشند تا تلاش خود را معطوف به درک آزاد از متن مفاهیم دینی بنمایند. این تلاش اگر چه مبارک است اما امکان تفاهم با جامعه دینی متن محور را به شدت کاهش می دهد. سنت اندیشه دینی در جوامع اسلامی در پیرامون متن وحیانی و تفسیر آن شکل گرفته است و از این رو پیوند با دینداران نیز کم و بیش از خلال تلاش برای فهم همین متن صورت می پذیرد. مجتهد شبستری این نکته را در یافته است، هم با تأکید بر هرمنوتیک روش شناختی (تلاش برای دستیابی به روش و اصول و قواعد حاکم بر فهم و تفسیر متن) و هم در تلاش برای جدا سازی هسته فرا زمانی و فرا مکانی متن از حواشی عصری آن.
2ـ گفتگو با مدرنیته و پرهیز از تک گویی مدرنیته. نو اندیشان دینی در برخورد با دانش های معتبر و ارزش های مقبول در عصر مدرن گاه دچار آفت تک گویی مدرنیته می شوند. به این معنا که آنها را مطلق کرده و می کوشند تا فهم و تفسیر خود از دین را با آنها سازگار سازند. هنگام ابتلاء به آفت، نقد مدرنیته فراموش می شود و استقلال متن دینی و میراث دینی مورد بی توجهی قرار می گیرد. گویی متون وحیانی و سنت (تجربه انباشته) دینی چیزی برای عرضه به انسان مدرن ندارد. مجتهد شبستری ضمن نقد قرائت رسمی از دین از مطلق کردن محصولات دنیای مدرن نیز پرهیز می کند. او به گفتگوی آزاد و انتقادی همراه با تلاش برای درون فهمی میان فهم دین و اندیشه های مدرن باور دارد. او تبعیت هیچیک از این دو را از دیگری دنبال نمی کند.
3ـ تسلط بر معارف حوزوی و گفتگوی عمیق و انتقادی با آن. تلاش برای فهم و تفسیر متن وحیانی و پاسخ به پرسش های دینی با ما آغاز نشده است. مجموعه ای از معارف حوزوی حاصل تلاش پیشینیان برای دست یابی به گوهر پیام خداوند است. هستند نو اندیشان دینی که به یکباره خود را از زحمت شناختن این معارف خلاص کرده اند و آنها را چون پوسته ای خالی از محتوا (یا چون پوسته ای با محتوای کاذب) به کناری پرتاب کرده اند. آیا می توان دین شناسی را از نقطه صفر آغاز کرد؟ و آیا این کار عقلایی و به صرفه است؟ چاره ای نیست جز شناخت این معارف و وارد شدن به گفت و گویی عمیق و انتقادی با حاملان آن. این گفت و گو لزوماً به معنای نفی نیست. معارف حوزوی حرف ها و هشدارهای بسیاری برای کسانی دارند که قصد دین شناسی و فهم دین را دارند. نو اندیش دینی نمی تواند نسبت به داوری دینداران و عرف آنها (عرف خاص و عام) در مورد محصول کار خود بی تفاوت باشد. می دانیم که عرف اهل دین کما بیش متأثر از همین مجموعه معارف حوزوی (کلام، عرفان،تفسیر، فقه، اصول فقه و ...) شکل گرفته است. علاوه بر این نقد هر چیز مستلزم شناخت آن چیز است. چگونه می توان به نقد قرائت سنتی از دین پرداخت بدون آنکه آن را بشناسیم؟ چالش ها و گفت و گو های مجتهد شبستری با حاملان قرائت سنتی (و اینک رسمی) از دین همگی بر تسلط او بر این معارف دلالت دارند. تسلطی که علاوه بر این که به نقد او عمق می بخشد او را از تکرار خطاهایی که که قبلاً برای دین شناسان شناخته شده است، باز می دارد.
4ـ آرمان گرایی واقع بینانه. کسانی که به قصد اصلاح جامعه و بهبود وضعیت مردمان تلاش می کنند، اغلب در معرض دو آفت اساسی قرار دارند. گاه آنقدر مفتون و شیفته آرمان ها و جهان مطلوب خویش می شوند که از واقعیت های سخت جان و پایداری که چون استخوان به زندگی جمعی ما شکل داده اند غافل می شوند و در خیال خود هرروز جامعه را ساخته و ویران کرده و از نو می سازند. آرمان گرائی تخیلی خیلی زود به فاصله گرفتن از دنیایی واقعاً موجود می انجامد و حتی می تواند به نوعی دشمنی و کینه نسبت به مردم کوچه و بازار منجر گردد. اما گاه واکنش آرمان گرائی تخیلی رسیدن به نوعی واقع گرایی به معنای تسلیم شدن به وضع موجود است. آرمان گرایان شکست خورده گاه به تأیید و سازش با روابط و ساختارهای موجود جامعه می رسند و هرگونه تغییر را نا ممکن قلمداد کرده یا دارای هزینه ای بیش از حفظ موضع موجود برآورد می کنند. کم اند صاحب نظرانی که جانب اعتدال نگه دارند و ضمن آنکه ناقد وضع موجودند و فراتر رفتن از رفتارها و روابط جاری را آرزو می کنند، به امکانات و مقدورات جامعه انسانی نیز می اندیشند. اینان هم آرمان گرا و هم واقع بین اند. نه تسلیم وضع موجودند و نه خواهان ساختن آن در عالم خیالند. مجتهد شبستری از جمله روشنفکرانی است که با تمایز میان «واقیت ها» ،«قابلیت ها»، «ضرورت ها» و «امکانات» می کوشد تا ضمن آنکه افق های برتری را برای انسان نشانه می رود از افتادن به دنیای خیال پرهیز کند.
آنچه گفتم تمام ویژگی های متمایز کننده مجتهد شبستری نیست. در فرصتی فراخ تر می توان این فهرست را تفضیل بیشتر داد. اما هرچه هست برای من ، تجسم هرمنوتیک وآزادی در نو اندیشی دینی است. خوشحالم که هنوز فعالانه می اندیشد و راه های نو برای پاسخ گفتن به پرسش های بی شمار را هموار می سازد. آرزو می کنم سال های درازی همین گونه که هست در گشودن دروازه های فهم دین و آزاد کردن انسان از زندان های درون و برون استوار باشد.
به نقل از: فصلنامه مدرسه؛ شماره 6؛ تیرماه 1386؛ ص80
|
|